دوست داشتنی های بهاره
نا توان گذشته ام ز کوچه ها نیمه جان رسیده ام به نیمه راه چون کلاغ خسته ای در این غروب می برم به آشیان خود پناه باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مقلب القلوب یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید سلام دوستای گلم یک سال دیگه هم گذشت! با همه خاطراتی که شاید اونقدری برامون ارزشمند باشه که با فکر کردن بهش بگیم یادش بخیر... خوبه که گاهی هممون بتونیم یک چند دقیقه ای خودمون کارامون و افکارمون ... مرور کنیم.. با انصاف و روراست باشیم! حداقل با خودمون... ببینیم چقدر بد بودیم که میتونستیم نباشیم یا چقدر خوب که میتونیم بیشتر از این حدم باشیم... الان تو این روزای اخر سال 1390 یکی از اون فرصت هاست که میتونیم این کارو کنیم... امیدوارم که هممون راضی و خوشحال این سال رو غروب کنیم و با انرژی و انگیزه و یه دنیا ارزوهای خوب پر از ارامش و سلامتی و شادی و موفقیت بریم به استقبال سال جدید.. پای سفره هفت سین وقتی که داریم دعا میکنیم همدیگرو فراموش نکنیم.. پیشاپیش عید همتون مبارک دوستای گلم ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم عشق به شکل پرواز پرنده است عشق خواب یک آهوی رمنده است من زائری تشنه زیر باران عشق چشمه آبی اما کشنده است من میمیرم از این آب مسموم اما اون که مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زنده است من میمیرم از این آب مسموم مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یک پرنده است تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار دروغ این صدارو به گور قصه ها بسپار صدا کن اسمم رو از عمق شب از نقب دیوار برای زنده بودن دلیل آخرینم باش منم من بذر فریاد خاک خوب سرزمینم باش طلوع صادق عصیان من بیداریم باش عشق گذشتن از مرز وجوده مرگ آغاز راه غصه بوده من راهی شدم نگو که زوده اون کسی که سرسپرده مثل ما عاشق نبوده من راهی شدم نگو که زوده اما اون که عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده (اردلان سر افراز) وانمود کردم به همه که خیلی سخت نبود غمت رفتنو دل بریدنت... وانمود کردم به همه که دیگه اشتیاقی نیست واسه دوباره دیدنت... یه جور نشون دادم که من یک اتفاق عادی بود همون دو تا درد دلم واسه خودش زیادی بود یه جوری گفتم که همه بهم میگن بی عاطفه میگن که حرف امروزت با دیروزت مخالفه مدتیه عوض شدم انگار یه ادم دیگم هر کی میپرسه یادشی دارم بهش دروغ میگم دلم نمیخواد هیچکسی چیزی بدونه از غمم همین غرور لعنتی تورو جدا کرده ازم هیچکی خبر نداره از دقیقه های غربتم اینجوری وانمود شده که بی تو خیلی راحتم اما شبا یواشکی وقتی که هیچکی نیست پیشم گوشیمو روشن میکنم به عکس تو خیره میشم دیگه منم و غربته اشکای بی امونه من به کی بگم دیوونتم به کی بگم تنگه دلم به کی بگم... تنگه دلم..

![]()
.![]()
![]()
![]()
هر جا که پا میزارم تورو اونجا میبینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
قصهء غربت تو قد صدتا قصه بود
... یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لب قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده
یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
![]()
| Design By : Pichak |

